چی بنویسم تو این روزهای ناجور؟
گلوله مرگ نامردی و خنجر
و یا باتوم ِخونین توی دست ِ
یه بدبختی که کردندش با پول خر؟!!!!!!

http://www.mowjcamp.com/files/file/2050
«موج سبز آزادی» همچنین مطلع شده که در صورت باز نشدن درهای مصلای
تهران در عصر فردا، شرکتکنندگان در مراسم چهلم شهدا قرار است در خیابان
شهید بهشتی (عباسآباد) بر روی زمین بنشینند و با حضور خود، همراه با سکوت
و قرائت قرآن و روشن کردن شمع، یاد شهدای جنبش سبز را گرامی بدارند.
اعضای وبلاگ خرداد سبز نیز پوستری برای این مراسم طراحی کردهاند که میبینید:
خدمت ریاست محترم شورای مرکزی ستاد ۸۸ مازندران
با درود
بدون مقدمه ای که به اطاله ی کلام بینجامد عرض می کنم پیش از بحث حمایت از کدام کاندیدای موجود در صحنه ی انتخابات پس از کناره گیری غیرمنتظره و غیر مسئولانه ی سید محمد خاتمی -که بر آن ایراد وارد میدانم-من انحلال ستاد۸۸ را خواستار شده و به آن رای داده بودم و هنوز نیز بر آن رای استوارم . ستادی که با عنوان ستاد حامیان جوان کاندیداتوری خاتمی تشکیل شده بود و امروز نمیدانم پس از کناره گیری خاتمی به جای عنوان حامیان جوان خاتمی چه عنوانی بر خود دارد.
اینک من برای رای دادن در انتخابات ریاست جمهوری رسیده ام به مهدی کروبی و حالا که ستاد محترم ۸۸در انتخابات ریاست جمهوری به میرحسین موسوی عزیز و بزرگوار رسیده است ادب تشکیلاتی حکم میکند
که اگر قرار است رایی دیگر و غیر از اجماع کلی و نهایی تشکیلاتی که در آن عضو هستم داشته باشم از عضویت در آن تشکیلات انصراف داده و در آن فعالیتی نداشته باشم .
بنابراین با تاکید بر حفظ و پایداری دوستی و مراودت ارزشمند قدیمی و پافشاری بر تداوم آن به جهت رعایت ادب تشکیلاتی از عضویت در شورای مرکزی استان مازندران و به تبع آن از عضویت در ستاد ملی ۸۸ انصراف داده و از این پس عضو شورای مرکزی ستاد ۸۸مازندران و در کل عضو این ستاد نیستم.
لازم به ذکر است من از روزهای پایانی فروردین با خود در اندیشه بودم و همچنان که آرام آرام از خاتمی با وجود همه ی ارادت و علاقه ام گله مندتر میشدم می دیدم از موسوی دور و به کروبی نزدیک می شوم تا روزهای نخستین اردی بهشت که به یقین رسیدم به موسوی رای نخواهم داد و تا دو هفته ی پیش هم که میانه ی اردیبهشت ماه بود به یقین و قطعیت به کروبی رسیدم و یک دو هفته ای هم در نوشتن این متن انصراف کوتاهی و کندی داشتم تا امروز که آن را ارایه کرده ام .
و اما در پایان بیان این نکته ی مهم ضروری ست که بگویم دلایل و نقطه نظرات و آرای شفاف و روشن در تصمیم به انصراف دارم که اگر عمری باقی بود به امید خدا در فردای انتخاباتی که از احمدی نژاد در صدر آرای مترقی و تاثیرگزار مردم خبری نباشد از آن دلایا و اسرار پرده برداری میکنم و اگر نبود این انتخابات حساس و سرنوشت ساز هرگز بر خلاف رویه و روشم که روشن و شفاف بودن در عرصه ی سیاست است رفتار نمی کردم باشد که آخرین باری بود که زبان در کام میگیرم و محافظه کارانه خموشی پیشه میسازم .
ارادتمند و دوستدار ایران دوستان واقعی
کیوان ذبیحی مهرایران
چهارشنبه۳۱/۲/۱۳۸۸خورشیدی خیامی
ارادتمند : کیوان ذبیحی مهرایران
این نوشته را در ششم خرداد یکهزار و سیسد و هفتاد و شش خورشیدی خیامی ، هنگامی که سرباز ِ سپاه بسیج ِ آمل بودم و بیست سال ونیم از عمرم می گذشت و چهار روز از آن انتخاب شگفت آور ِ دوم خرداد !
... و اکنون که سی ودو سال از عمرم می گذرد ، گذری و نظری بر آن افکنده ام ، می خواهم - حالا که به زمان خود این نوشته و سایر نوشته های دیگر را به چاپ نرسانده ام - در این وبلاگ آن را منتشر کنم و به مرور سایر نوشته های سال های دور را ؛ اما این نوشته ازچند جهت با این روزها مناسبت دارد یک اینکه در تب و تاب انتخابات دهم رئیس جمهوری هستیم و گزینه ی نخست من و خیلی ها از هم میهنان ِ گرامی « سید محمد خاتمی » دامت برکاته است ، و دوم اینکه یاد آور نگاه ِ آرمانخواهانه ی جوان بیست ساله ی پرورش یافته در دامان ِ جمهوری اسلامی ِ هجده ساله است و از این حیث - صرفِ نظر از خامدستی های احتمالی - دارای ارزش ِ پژوهشی برای پژوهشگران است ، و سوم اینکه ...
http://www.esperantoesperanto.blogfa.com
http://www.mehreiranzamin.blogfa.com
http://www.kejvanism.blogfa.com
ادامه مطلب
وبلاگ بنا شد ؛ امّا هنوز مطالب را آغاز نکردم ،
امیدوارم زودتر بیایم ...
